افطاری 1403-1404 و اندر جریانات آن
پس از پایان روزهای پرکار اسفند ماه و تعطیلی مدارس و بالاخره ادارات، کمی سرم خلوت شد و تونستم حضورم رو در خانه پررنگ تر کنم و به امورات خانه و خانه داری برسم. خانه تکانی ما هم بعد از سه سال تا حدودی انجام شد. البته بخش اعظم آن روز تحویل سال و بعد از آن... بابایی هم شدیدا درگیر جوشکاری هلالهای سایه بان باغ بود... متاسفانه امسال روزه نتوانستم بگیرم. از آنجاییکه برای کبد و صفرا تحت نظر دکتر خسروپناه بودم ، دهه اول رمضان جواب آخرین آزمایش رو براش بردم و گفت امسال روزه نگیرم در حالیکه یک هفته بود روزه می گرفتم. روزهای خوبی بود علی جان و محمدباقر عزیز رو هم چند سحر بیدار کرده بودم برای روزه. بابایی هم که امسال میگرن شدیدی داشت و ...


