علیعلی، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

قدم به قدم با علی عزیز مامان و بابا

تکمیل پرونده

1403/3/22 12:45
نویسنده : مامان تربچه
379 بازدید
اشتراک گذاری

پس از ارائه نامه عمل دکتر صالحی پور به پذیرش اتاق عمل، افتادیم در مسیر انجام آزمایشات و دکتر قلب و بیهوشی و ...مامان دوتا آزمایش داشت یکی از قبل برای چک آپ  و یکی هم برای عمل. نمونه خون برای آزمایش اول رو اومدن خونه گرفتن که خیلی با تاخیر اومدن اما خیریت داشت و باعث شد بتونم هماهنگ کنم آزمایش دوم رو هم همزمان نمونه بگیرن.

با مصرف چند روز داروی اکسی کدون، اندکی حال مامان بهتر شد یعنی در واقع درد تسکین پیدا کرد تا مامان بتونه با کمک چند نفر تو ماشین بشینه و با کمک بابا و عمو مجتبی و حمزه  ببریمش مطب متخصص قلب (که دکتر صالح معرفی کرده بود) خوشبختانه مطب خلوت بود و نوار و اکو و معاینه انجام شد و نامه رو گرفتیم.

با صحبتها و هماهنگی هایی که کسری با سرپرست بیمارستان کرده بود، فردا صبحش درمانگاه مطهری نوبت دکتر بیهوشی گرفتم و به کمک محسن جان و بابا مامان رو بردیم پیش متخصص بیهوشی. این دفعه چون گرفتن ویلچر خیلی سخت و زمانبر بود، با راهنمایی یک خانم تخت برانکارد گرفتم و به دلیل ترافیک سنگین ورودی پارکینگ مطهری، مامان رو روی پل رودخانه سوار برانکارد کردیم و از تو خیابون آوردیمش درمانگاه. دکتر بیهوشی گفت نیازی به نامه دکتر خون نداره...

 بعد از ویزیت اونا برگشتن خونه و من نامه ها رو با جواب آزمایش بردم پذیرش. گفتن دکتر قلب یه آزمایش تروپونین هم خواسته. زنگ زدم بابا اینا رسیده بودن پارکینگ. گفتم تا مامان پیاده نشده بیارینش آزمایشگاه برای نمونه خون تا جوابش زودتر آماده بشه. خودم هم رفتم کارهای پذیرش رو انجام بدم. خلاصه اونا زودتر رسیدن. جواب رو عصرش اورژانسی به ما دادن. 

امروز صبح پرونده و نواقص رو آماده می کردم ببرم پذیرش که دیدم ای بابا گروه خونی مامان تو جواب آزمایشها، AB+ هست اما همیشه تا جایی که خودم و بقیه و خود مامان یادمونه گروه خونی مامان، O+ بوده. دوباره تمام مدارک رو چک کردم اما چیزی پیدا نکردم. رفتم آزمایشگاه و به سوپروایزر گفتم. چک کردن دیدن نمونه خون هنوز هست و مجدد آزمایش رو انجام دادن بازهم AB+ نشون داد. مسئولشون اومد و گفت خونگیر می فرستیم منزل نمونه بگیره و مجدد بررسی می کنیم. هزینه ای هم نگرفتن دوباره. 

برگشتم اداره نفسی تازه کردم و مدارک تکمیل شده اما با گروه خونی مشکوک رو بردم پذیرش. تاییدیه گرفتم و نوبت برای یکشنبه 27 خرداد زدن. و من تاکید کردم که جواب قطعی گروه خونی رو براشون پای اتاق عمل می برم.

انشالله این عمل با موفقیت انجام بشه و خداوند مهربان وسیله ساز، دکتر و کادر درمانی و همه همراهان رو وسیله خیری برای شفای کامل مامان قرار بده. و خدا به همه مریضها از جمله خاله و پدر دوستم که عمل زانو دارن و مادر همسر دوستم رو شفای خیر بده.

توکلت الی الله و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد.

پسندها (1)

نظرات (0)