علیعلی، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

قدم به قدم با علی عزیز مامان و بابا

نقطه عطف

1403/3/16 12:09
نویسنده : مامان تربچه
237 بازدید
اشتراک گذاری

با بدتر شدن اوضاع مامان، حضور ما در خانه پدر پررنگ تر از قبل شده. طوری که تا جایی که بشه شب اونجا می خوابم حالا یا من یا صدیقه جون. رفت و آمد خاله ها و دایی ها و بقیه فامیل و دوستان و همسایه ها هم بیشتر شده.  و این افتاده تو دوران امتحانات پایان سال علی جان و پایان ترم زبان اونها.

مدیریت این اوضاع کمی سخته ولی سخت تر از همه اونها دیدن شرایط مامان و حال وخیمش موقعی که اصلا نمی تونه حتی پهلو به پهلو بشه. خیلی دوست دارم کاری برای بهبود حال مامان بکنم چه من و چه بقیه خواهر برادرا.

بابا صبح زود رفت درمانگاه فقیهی و برای عصر نوبت دکتر جراح کلیه گرفته براش. چون حال مامان خیلی مناسب نیست، خودم با پرونده می رم دکتر. از خدا می خوام بهترین درمان و راهکار رو طبق شرایط مامان براش تجویز کنه. شاید این ویزیت سرنوشت ساز باشه و این موضوع شاید استرس من رو بیشتر کنه و اینکه پیش خودم افکارم رو مرتب کنم ببینم دقیقا چه شرحی از حال مامان و پرونده اش بدم که هم کامل باشه هم مختصر و هم مفید  طوری که دکتر بهترین تجویز رو انجام بده...به قول حمزه جون ما نهایت تلاش خودمون رو می کنیم و هر کاری که از دستمون بر میاد انجام میدیم بقیه اش هم امید به خدا...

توکلت علی الله و افوض امری الی الله

ان الله بصیر بالعباد

پسندها (1)

نظرات (0)