علیعلی، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره

قدم به قدم با علی عزیز مامان و بابا

سفر هول هولکی

در یک عملیات ضربتی برنامه خاله ریزه برای سفر به ترکیه هماهنگ شد و دیروز عصر بلیط تهیه کرد و دیشب دقیقه نود برای تست کرونا اومد مرکز شهر و دیشب که خونه ما بودن در یک عملیات ضربتی دیگه من و بابایی هم تصمیم گرفتیم که همسفر بشیم و همون دیشب بلیط تهیه کردیم. امروز صبح هم تست کرونا دادیم و امیدوارم در اسرع وقت جواب منفی اش بیاد🤭 و مشکلی نباشه از دیشب کمی استرس گرفتم و فقط این دعای اول کلاس معلم علی به من آرامش داده توکلت علی الله و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد توکل می کنم به خدا و کارم را به خدا می سپارم همانا خداوند به حال بندگان بینا است. اگه درست یادم باشه😅 علی ذوق زده وسایلش رو جمع کرده بره خونه بابا که نزدیک خونه آقا...
2 مهر 1399

فرزند سوم آری یا نه؟

تست بارداری دوستم مثبت شد. خودش شوکه همسرش شوکه و من خوشحال از بارداری اش و ناراحت از ناراحتی اش😇 الان چند روزه دنبال یه راه حلی برای پاک کردن صورت مساله است اما به نتیجه نرسیده. شوهر دکتر همکار شیفت بود الان هم که سفره. به مطب رفته بود که دکتر مودبانه بیرونش کرده بود. هنوز هم موفق نشده دوست خودش هم که متخصص زنان هست رو ببینه. و البته تلفنی از مضرات شدید سقط با توجه به دو سزارین قبلی بهش گفته بود. حالا از اون طرف من باهاش هی صحبت میکنم تا منصرفش کنم اما تا الان که فایده نداشته. خودش میگه نهایت تلاشم رو میکنم مگر اینکه واقعا نشه. نمی دونم والله چی بهش بگم. از عذاب وجدانش، از مشکلات جسمی که براش ممکنه پیش بیاره، از شیرینی وجودش، نعمتی که...
10 شهريور 1399

آخرین روز کاری همکار

امروز آخرین روز همکارمون هست. براش آرزوی سلامتی و موفقیت دارم. نمی دونم با خالی شدن این پست چه تصمیمی گرفته خواهد شد. امیدوارم بهترین و عادلانه ترین اتفاق رقم بخوره.
10 شهريور 1399

کنکور

بالاخره بعد از به تعویق افتادن کنکورها، تا آخر مرداد همهشون برگزار شد. پیرو حضور همکار جدید و مسائل پیش آمده من و دوستم تصمیم گرفتیم رو کم کنی از بالا تا پایین کنکور دکتری شرکت کنیم. اوایل خیلی انگیزه داشتیم ولی با اومدن کرونا و تغییر سبک زندگی و سردرگمی که به این واسطه برای اکثریت پیش اومد خصوصا بچه ها، همینجور نخوانده رفتیم سر جلسه و جالب اینکه هر دو مجاز به انتخاب رشته شدیم. البته به جر روزانه. دوستم که با اختلاف خیلی کمی مجاز به روزانه نشده بود. نتیجه ارشد هم که هنوز نیومده. کنکور سراسری هم برگزار شد و من پیش بینی نتیجه عالی از دوقلوها، مهشاد و صدیقه دارم. در پناه حق موفق باشن. ایاز اینا یه هفته بعد کنکور اومدن و بچه ها و حتی ما...
10 شهريور 1399

همکار جدید

به بهانه عدم احراز مدرک و بدون در نظر گرفتن کمیسیون برگزار شده در ابتدای انتقالی (که با پیگیری از سازمان روشها مشخص شد پذیرش آن جهت ارتقا نیز  قابل قبول بوده)، تجربه کسب شده در این اداره و سابقه کاری، علیرغم پیگیری های قانونی و منطقی و به جا، و شاید به دلیل عدم تمایل مدیر محترم طبق شواهد (پیگیری ها با هماهنگی ایشان انجام می شد و در نقطه حساس انتصاب مدیر سازمان روشها به مدیریت منابع انسانی، درخواست از ایشان جهت همکاری به بهانه مشغله کارگزینی بر ورود و خروج همکاران به دلیل کرونا به بن بست رسید) و یا شاید ارتباطات ماورا طبیعه ، ارتقای دوست عزیزم انجام نشد وشرایط من نیز مشابه اوست. نتیجه آن حسرت ما برای گذران ده سال در این گروه بدون...
8 تير 1399

روزهای آخر مستاجری

بیش از سه ماه از خرید آپارتمان جدید میگذره و در خان آخر بازسازی هستیم. این روزهای آخر که تو خونه آقای سلیمانی هستیم و یه نگاه کوتاهی به این دوسال و اندی موندن تو این خونه میکنم و خاطراتش رو مرور میکنم حس غریبی دارم. از خوشحالی نزدیک بودن سر کار بعد از حدود 9 سال گرفته تا نگرانی بابت مهد گذاشتن محمد باقر 2.5ساله (که 50روز طول کشید تا به مهد عادت کنه اون هم بعد از معجزه ای که جایزه پازل میوه رو از از طرف فرشته مهربون🤭 از مسئول مهد گرفت و  صبحها کمتر بهونه گیری میکرد)، بستری خان دایی خودم و فوتش، تشنج دوباره محمد تو چهلم دایی اونم تو خونه دایی اینا و جلو چشم عمه اش،  مشغله های زیادم در خانه بعد از سرکار نیومدن فاطمه خانم، مشغله کار...
19 خرداد 1399

همچنان بازسازی

بازسازی خونه جدید همچنان ادامه داره. قرار بود کابینت ها رو 30 اردیبهشت تحویل بدن اما شاید امروز تموم بشه. سرکشی شون خودم مرتب میرم و نواقص رو به بابا نشون میدم که واقعا لازمه. مردا به بعضی جزئیات واقعا توجه نمیکنن. زیر سازی کاغذ دیواری رو که اومدیم درست کنیم مشخص شد روشویی آب داده و دیوار نم داره. حالا تو این اوضاع احوال اونم اضافه شد. عید فطر که خاله پری اینا اومده بودن علی باهاشون رفت و قرار شد هفته بعدی بعد از اسباب کشی ما بریم دنبالش. بعد از امتحانات و روند یکنواخت زندگی این واقعا لازم بود. البته داداشش خیلی دلتنگی میکنه براش. حالا دوست داره تا آخر تابستون اونجا باشه و وقتی بهش اعتراض میکنم که دلمون برات تنگ میشه میگه دوهفته یه ...
11 خرداد 1399